قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4295

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال ششصد و هشتاد و هشت از رحلت خير البشر « 1 » به تاريخ دويم محرم اين سال در حدود همدان ، پادشاه ممالك ايران ، غازان خان نزول اجلال نمود و از آنجا از راه كردستان به ولايت واسط درآمد . در راه اخبار ياغيگرى سولاميش از طرف [ روم ] « 2 » متواتر و متعاقب مىرسيد . بيان اين سخن آنكه چون بالتو به ياسا رسيد ، امارت روم به امرا باينچار « 3 » و بوچقور و دوقوز تيمور قرار يافت ، و سولاميش ، خود امير الأمراى لشكر روم بود ، و سلطان مسعود سلجوقى را كه نام سلطنت روم داشت به نوكرى بالتو معزول گردانيد و نام سلطنت بر برادرزادهء او ، علاء الدين كيقباد ولد فرامرز اطلاق شد و به اتفاق امرا به روم رفت . و چون طرف به واسطهء كثرت برف و سرما مسدود شده بود احوال اردوى بزرگ به اراجيف به عنوان دگرگونى در روم مذكور شد . سولاميش كه در اصل خاطر صافى نداشت « 4 » با جمعى از لشكريان اتفاق كرده ، باينچار و بوچقور را كشت و مخالفت آغاز كرده ، از رنود و اوباش بىقياس كه چنين روزها را مترصّد و آماده مىباشند ، بر وى جمع شده عدد لشكر او به پنجاه هزار رسيد . و مردم شام بيست هزار سوار به كمكش رفتند . و اين اخبار چون به تحقيق پيوست قتلغشاه را غازان خان با امير چوپان و [ امير ] سوتاى آقتاچى به دفع وى فرستاد و دوازدهم جمادى الأول سنهء مذكور روان ساخت . در حوالى

--> ( 1 ) . « ق » : كه موافق سال ششصد و نود و هشت از هجرت آن سرور است . عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 1286 . ( 3 ) . هر سه نسخه : باسحار . ( 4 ) . م ، ش : خاطر منافى نداشت .